مجموعة مؤلفين
132
پنج سفرنامه يا سفر به اقليم عشق ( فارسى )
ما و حاجى سيد جواد و ميرزا محمود خان مستوفى نظام آذربايجان گرفته بود ، افتاديم در كاروانسرا ، ناهار نان كماج « 1 » و خامه تر و ماست و پلو صرف شد . بعد نايب محمد حسن بيك ، منزل ما آمد از كاظمين ، چاى با مشاراليه صرف شد و احكام دولت روم را هم آوردند . حاجى على نقى فراش داد و انعام مشاراليه داده شد و رفت و نايب هم رفت . خيلى به جهت طهران دلگير هستيم تا شام در منزل بودم و آقا سيد رضا دو قديفه در بغداد رفت خريد و آورد . و شب درويش بى ايمان قدرى خواند كه حالت گريه رو داد مرا . بارى ، بعد من مشغول روزنامه نويسى گرديدم تا شام ، شام قورمه سبزى و چلو داشتيم ، صرف شد جاى همگى خالى بود . ولى زخم [ 113 ] پاى من خيلى صدمه مى زند و اسبهاى ما يكى شقاق شده و يكى لنگ است و يدك مىكشيم و يكى زخم است و يكى خارش دارد . بارى ، خيلى كار ما مشكل است هم خودمان وهم مال مان به طهران برسد . ولى سفارش دولت عثمانى تاكنون به كسى نداده بجز به ما داده به توسط ميرزا محمود خان داد و مشاراليه خيلى خوب آدمى است ، واقعاً حالت مشاراليه خيلى شبيه به آقاى ميرزا عبدالوهاب خان است كه گويا خود مشاراليه است ، ميرزا محمود خان هم شاگرد مدرسه بوده است از حالت خودش خيلى صحبت داشت در آن شب . بارى ، ساعت شش از شب گذشته خوابيديم ولى من از شدت درد چهار شب است كه نمى توانم بخوابم ، خدا رحم كند امشب را كه بخوابم . [ حركت به سوى تهران به همراهى دو نگهبان ] روز شنبه بيست و نه [ ربيع الاول ] : [ منزل ] اردىخان ، چون فرسخ اين منازل عرض شده زمان رفتن ديگر مصدع نمىشود ، صبح برخاسته سوار شديم و از بغداد دو عسگر به ما دادند و حكم داريم كه هر جا هر قدر عسگر بخواهيم به ما بدهند . شش ساعت به غروب مانده رسيديم ، قدرى نان و تخم مرغ و پلو صرف شد ، من حالم خوش نبود ، يكى زخم هاى صدمه مى زد ، يكى نان ورنيامده مرا ناخوش كرد . خوابيدم ، عصرى بيدار شدم
--> ( 1 ) . نانى را گويند كه بر روى اخگر و زغال پزند . كماچ . كوماج . طلمة . مملول . مُضباط . و آن نانى است كه در خاكستر گرم پزند شتربانان . دهخدا ، ذيل واژه .